شمارهٔ ۳۰
سالها در خود سفر کردیم مادر سفر عمری بسر کردیم ما
از دیار خویشتن بستیم بارخویشتن را در بدر کردیم ما
بار افکندیم در هر منزلیپس سبک زانجا گذر کردیم ما
غوطه ها خوردیم در هر لجهدامنی زان پر گهر کردیم ما
خشک وتر دیدیم در عالم بسیسیرها در بحر و بر کردیم ما
شهرها دیدیم بی حد و شمارعالمی زیر و زبر کردیم ما
عاقبت با یار چون نور علیکشور جان را سفر کردیم ما