گنج

شمارهٔ ۲۵

۷ بیت
در خرابات مغان تا که مقامست مراصحبت پیر و جوان شیشه و جامست مرا
بغلامی تو تا بسته ام ای شاه کمرشاه آفاق کمربسته غلامست مرا
مرغ دل کی بشود صید بدام دگریهر خم زلف تو صد حلقه دامست مرا
بی گل روی تو ای رشک پری از کف حورگر همه خمر بهشت است حرامست مرا
تلخی کاسه زهر از کف شیرین دهنانخوشتر از شهد و شکر بر لب و کامست مرا
نگه چشم سیاه تو بصحرای دلمگر همه آهوی وحشی شده را مست مرا
تا کند جلوه مه و مهر ز هر بام و دریجلوه گر نور علی از درو بام است مرا