شمارهٔ ۲۲۱
ای دل از جان پیش جانان دم مزنپیش جانان ای دل از جان دم مزن
زخم اگر داری دل از مرهم بشویدرداگر داری ز درمان دم مزن
گل اگر چینی منال از زخم خاروصل اگر جوئی ز هجران دم مزن
آن کمال ابرو گرت قربان کندزیر تیغش باش قربان دم مزن
از سروسامان چه گوئی نزد یارسر فدایش کن ز سامان دم مزن
دل منور ساز از نور علیوز فروغ مهر تابان دم مزن