شمارهٔ ۱۷۷
ای فکر تو جستجوی درویشای ذکر تو هایهوی درویش
شاها چه شود ز چشم احسانباری نگری به سوی درویش
رو بر درت آورم که باشدخاک درت آبروی درویش
افکنده کمند شوق چون طوقگیسوی تو در گلوی درویش
خورشید فلک که هست تابانعکسی بود از کدوی درویش
تا چند شها شکسته خواهیاز سنگ ستم سبوی درویش
باری چه شود اگر برآیداز وصل تو آرزوی درویش
تا نور علی! عیان ببینیبنگر به رخ نکوی درویش