شمارهٔ ۱۶۱
چرا باشم دلا ناکام امروزکه مهرم رخ نمود از بام امروز
فشاندم بس ز دیده دانه اشکهمائی آمدم در دام امروز
دلم آرام از آن دارد که دارددلا رامم بدل آرام امروز
نگاه او که وحشی غزالیستبصحرای دلم شد رام امروز
بیاد گلرخی بر طرف گلشنبنوشم باده گل فام امروز
بیا ساقی بیارا بزم هستیکه رستم از غم ایام امروز
بیاور راح روح افزا که نبودامید زندگی تا شام امروز
چه میجوئی نشان و نام از منمجو از من نشان و نام امروز
بجز نور علی برمسند جمکرا بر دست باشد جام امروز