شمارهٔ ۱۵۸
ز آفتابت مها نقاب اندازاضطرابی در آفتاب انداز
ذره وش ز آفتاب طلعت خویشعالمی را در اضطراب انداز
سرکشانرا بگیر و برگردناز خم زلف خود طناب انداز
دل کبابست زان لب نمکیننمکی در دل کباب انداز
رنگ تزویر تا بکی ساقیخرقه ام در خم شراب انداز
از رخت تابشی بجام افکنوزلبت آتشی در آب انداز
بهر بریانیت دل ما رااز تف می در التهاب انداز
گر نخواهی بشرم گلشن رابرگل از سنبلت نقاب انداز
دل خرابم ز نرگس مستتنظری بر دل خراب انداز
قلب قلاب منقلب گردانانقلابی در انقلاب انداز
ذره خواهی ار زنور علینظری سوی آفتاب انداز