گنج

شمارهٔ ۱۴۹

۵ بیت
پرتو جامست این برسقف گردون جلوه گریا فروغ طلعت ساقیست تابان از قمر
نور باران مهست از برج حسنش بر سرمیافرو ریزد بدامان کوکب بختم گهر
شاهباز دست شاهست آمده بهر شکارتا کشیده صید دل هر دم بسویش بال و پر
از گل گلزار وصلش پرشده دامن مرایاسرشک لاله گونم ریخته از چشم تر
آفتاب حسن گردیده است طالع از مهشیا شده نور علی از روی خوبش جلوه گر