گنج

شمارهٔ ۹۸۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ن۱۵ بیت
ز بامِ مسجد الأقصی مؤذّنچو قامت گفت نتوان بود ساکن
به راحی کن دوایِ دردِ مخمورکه باشد صاف همچون روحِ مؤمن
غلط در وعده فردا نداریمشبِّه نیستی ای یارِ موقن
جزاء المحسنین برخوان و در دهیکی را دَه دهد و الله محسن
به نامحرم مده حرمت نگهدارامانت چون دهی بر دستِ خائن
علاجِ جهل اگر بقراط باشیمکن بگذر ز علّت‌های مزمن
موافق باش و از ضدّان حذر کنکه نبود ممتنع هرگز چو ممکن
من و تو هر دو مجبوریم و محکومنخوانده‌ستی که المقدور کاین
نخواهی خورد بیش از روزی خویشچه خواهی کرد از انبار و خزاین
به پایِ خنب در می خانه بنشینهمینت بس ز ارکان و معادن
ز نام و ننگ بیرون آی و اینکمقابیحت بدل شد با محاسن
مرا باری نمانده‌ست آرزوییبدیدم آن چه می‌باید معاین
نشسته بر سرِ گنجینه خویشاگر در بیرجندم ور به قاین
چه باک ار در خراباتی به ظاهرچو در بیت‌اللهی دایم به باطن
نزاری بعد از این آزاد و فارغتویی و گنج فقر و کُنجِ ایمن