گنج

شمارهٔ ۹۶۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ن۱۱ بیت
یک تار موی از آن سر زلفین پر فتنارزد هزار جان گرامی به نزد من
سهل است گر سرم برود در پی وفانازک دل التفات نماید به جان و تن
ما را نه برگ غنچه و نه صبر عندلیبکردیم از انتظار چو گل پاره پیرهن
محبوب در حجاب و رقیب ایستاده پیشگل در کنار نغز بود خار در چمن
لعل مذاب در کف و در عدن به بحرنقد بهشت عدن به از نسیه ی عدن
استاده ایم بندگی نقد وقت راآزادگان به نسیه نباشند مرتهن
ای محتسب به هرزه در و بام ما مکاووی مفتعل به خیره بن و بیخ خود مکن
ما آشکار توبه شکستیم و تو نهانبا ماه کلاه گوشه ی دولت فرو فکن
ما را به احتساب تو آخر چه حاجت استکم نیست افتعال رقیب از صد اهرمن
آنک سیه دلی به دو رویی هزار سرو آنک سبک سری به گرانی هزار من
زاری نزاریا که خلاصت به فضل حقممکن بود دگر ز رقیبان به هیچ فن