شمارهٔ ۹۶۲
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: فتن۶ بیت
تنم جایی و دل جایی ندارم زَهرهٔ گفتندلم آن جا و تن زاین جا ندارد قوت رفتن
کسی کآشفته ی اویم ندانم با که بر گویمیکی محرم همی جویم که داند راز بنهفتن
چو ماه از پرده شد پیدا تحمل کی کند شیداکه را باشد درین سودا مجال خوردن و خفتن
که را آن زهره و یارا که گوید رحم کن یاراوگر او رد کند ما را که خواهد در پذیرفتن
شود از طعنه ی مردم امیدم گم مرادم گماگر ممکن شود انجم ازین طارم فرو رفتن
اگر در بحر نفتادی صدف را سینه نگشادیچنینش دست کی دادی نزاری را گهر سفتن