گنج

شمارهٔ ۹۲۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ویم۶ بیت
دل گم کرده‌ی خود را ز کجا می‌جویمروز و شب در طلبش گرد جهان می‌پویم
مگر از آهِ دلِ سوخته یابم اثریهر کجا می‌رسم از خاک هوا می‌بویم
تا مگر زو خبری یابم و بویی شنومغمِ دل با همه کس می‌روم و می‌گویم
خود سر از پیش نیارم ز خجالت برداشتکه ببرد آتشِ این حادثه آب از رویم
بر دلِ شیفته آخر چه ملامت که هنوزبه هوس میل نظر می‌رود از هر سویم
منم اکنون و نزاریِ به زاری زاریکه نه زورست و نه زر در کف و در بازویم