گنج

شمارهٔ ۸۹۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادهایم۷ بیت
چشم امیدوار به ره برنهاده‌ایمگوش نیازمند به در برگشاده‌ایم
پیش خیال روی تو کز چشم ما نرفتچون مخلصان به پای ادب ایستاده‌ایم
مهر تو از مبادی فطرت نهاده‌انددر جان ما و جان به وفای تو داده‌ایم
یک جرعه داده‌اند به ما ز اول و هنوزلایعقل از تجرع آن جام باده‌ایم
دیوانه‌وار در پی زنجیر زلف توزنجیرسان چو زلف تو بر هم فتاده‌ایم
شیر وفا مکیده ز پستان وحدتیمآری مگر ز مریم دوشیزه زاده‌ایم
نه نه نزاریا نکنی با یراق عشقدعوی که ما هنوز درین ره پیاده‌ایم