گنج

شمارهٔ ۸۹۸

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: ونایم۹ بیت
من از این عهده کی برون آیمبی دلیلی به راه چون آیم
تو بخوان تا توانم آمد منتو ببر تا ز خود برون آیم
گر به معراج ارتقا دهی امسقف افلاک را ستون آیم
عدم است انتکاس و می دانمکه ز بالای سرنگون آیم
گر به رای بلند خویش رومپس ز دو نان هنوز دون آیم
به محل از همه فریشتگانگر توم ره دهی فزون آیم
ور به خود واگذاریم هیهاتحارث مره را زبون آیم
ور توانم ز عقل چون مجنوندر ره عشق ذوفنون آیم
باز می گو نزاریا که به خودمن از این عهد کی برون آیم