گنج

شمارهٔ ۸۹۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: م۱۲ بیت
من کی ام تا گویمت آنِ توامکافر غیر ار مسلمان توام
این نمی‌دانم ولی می‌دانم آنکهر چه هست از نور رخشان توام
نفس را در اهتمام من بدارتا توانم گفت سگ‌بان توم
تیرباران فراغت بس نبودکشته شمشیر هجران توم
گر شوم مستغرق اندر ذات توشاید ار گویم همه آن توام
نه غلط این جا که گوید که شنودبس که خواهد گفت حیران توام
نیست با ستر و ظهورم هیچ کارعاشق پیدا و پنهان توام
مو کشان در حلقه مستان کشیدحلقه زلف پریشان توام
گر به آزادی قبولم می‌کنیبنده مطواع فرمان توام
هر کجا چوگان حکمت می‌برددر تماشاگاه میدان توام
هر چه می‌دانند دانایان مرانیست با آن کار، نادان توام
بیش از این نتوان گفت بازگوهر اسرار را کان توام