گنج

شمارهٔ ۸۸۶

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ابمیبینم۱۰ بیت
چه حالت است ندانم به خواب می‌بینمکه در کنار به شب آفتاب می‌بینم
منم که باز به چشم خیال دیده چنینجمال صورت جان بی‌نقاب می‌بینم
هوا معنبر و مجلس بهشت و ساقی حورخمار در سر و بر کف شراب می‌بینم
به هر طرف که نظر می‌کنم سبک‌روحیسرش گران شده مست خراب می‌بینم
دهان جام لبالب به خون دختر رزچو چشم مادر مشفق پر آب می‌بینم
به احتیاط نظر می‌کنم ز بیم هلاککه همچو تشنهٔ بیدا سراب می‌بینم
به بوسه‌ای به لبش دست می‌نیارم بردکه زلف پرشکنش را به تاب می‌بینم
ز خون خویش به عبرت قیاس می‌گیرمچو آستین سر دستش خضاب می‌‌بینم
به روزگار چنین فرصتی بود دریابکه امشبت به جهان کامیاب می‌بینم
نزاریا طلب نقد کن که گردون رابه برگذشتن عمرت شتاب می‌بینم