گنج

شمارهٔ ۸۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ادامشب۷ بیت
مرا چو وصل تو تشریف بار داد امشببیار باده و گوهر هرچه باد امشب
کمند زلف تو وجام باده هر دو به کفرقیب را چه بماند به دست ، باد امشب
مگر زمانه ببخشود بر من مسکینکه هم به وصل تو داد دلم بداد امشب
صبا کجاست که یعقوب صبح را گویدکه آفتاب چو یوسف به چه فتاد امشب
جهان ز مادر فطرت در آفرینش خاصجز از برای تمنای من نزاد امشب
اگر نه روز معادست و من بهشتی چیستکه آسمان در فردوس برگشاد امشب
چو هیچ حاصلت از نقد دیّ و فردا نیستنزاریا بستان از زمانه داد امشب