گنج

شمارهٔ ۸۰۱

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: اتم۱۴ بیت
کوزه بر دوشِ راهب دیرمحلقه در گوش ساجد لاتم
من که دردی کش خراباتمفارغ از طمطراق و طاماتم
گاه از مشرکانِ توحیدمگاه از موقِنانِ غلّاتم
نه که در حوضِ کوثرِ تحقیقآب جاری بود مجاراتم
نه که در درجِ مدرجِ توحیددر مکنون بود عباراتم
به خرد می سزد مفاخرتمبه هنر می رسد مباهاتم
عقل کلّی به اختیار دهدبوسه بر آستانِ ابیاتم
نفسِ قدسی به احتیاط نهددست بر نبضِ نفی و اثباتم
مگر افسانه گوی پنداردکه چو او راوی روایاتم
نیستم از معلّمانِ جهولنه که من ناسخِ مقالاتم
دیده کو تا ببیند اسرارمگوش تا بشنود اشاراتم
نه نزاری به هرزه لاف مزنبیش ازین برمگو محالاتم
نه به دعوی به ابتدا گفتیفارغ از طمطراق و طاماتم
یک سخن راست گفته ای از خویشمن که دردی کشِ خراباتم