گنج

شمارهٔ ۷۹۱

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: ام۱۰ بیت
ماهِ نو بنمود رخ سار از غمامساقیا عید آمد آخر شد صیام
تشنگان را آب ده آبی کزوبر سر آید شعلۀ آتش ز جام
عکس می یاقوتِ رمّانی کندگرفتند بر صفحۀ سنگِ رخام
آبِ آتش‌گونه گر بر کف نهندباز نوشد مفتیِ صاحب‌کلام
بس که انگشتِ پشیمانی گزدکآبِ حیوان را چرا گفتم حرام
از فقیه این جا سؤالی می‌کنمگر غلامی پخته باشد خواجه خام
بایدش گفتن ضرورت در جوابخواجه ناقص باشد و کامل غلام
پس اگر لالایِ او می می‌خوردواونه، نزدیکِ خرد کامل کدام
مالِ ایتام از چه شد بر وی حلالبر غلام از چه حرام آمد مُدام
بر نزاری گو ملامت می‌کنیدمن غلام آن غلامم والسلام