گنج

شمارهٔ ۷۴۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اک۱۱ بیت
بر ما گر اعتراض کند مدّعی چه باکبر آستانِ دوست مقیمیم هم چو خاک
عین الیقین معاینه می بین و دور باشهم چون من از وساوسِ تشبیه و اشتکاک
چنگال در مزن به گریبانِ ما گریزاز زمره یی که دامنِ عفّت زدند چاک
عاقل نشد هنوز برین امتحان محیطتا عشق از برایِ چه آمد درین مغاک
تا دفعِ شبه و شرک کند ورنه لامحالوحدت نیامده ست و نیاید در اشتراک
ما را مبر به دعوتِ اصحابِ خودپرستدر قالبِ پلید نگنجد روانِ پاک
در خانه مرغ را نبود قدرتِ عقابدر آب لوک را نبود حّدِ بیسراک
هر کس به اصل میل کد پیش بین و عقلما را چو بازگشت به عشق است نیست باک
هم عاقبت به مرکزِ خود بازگردد آبهر چند کز سَمَک بردش ابر بر سماک
خو کن به بی نوایی و عزلت نزاریاآری که خانه سوز بود عشقِ سوزناک
مردانه باش در صفِ تسلیمِ غازیانعشقت مگر به تیغِ محبّت کند هَلاک