گنج

شمارهٔ ۷۴۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یق۱۰ بیت
اگر تو جهد کنی با تو می رود توفیقرفیقِ راه تو توفیق به علی التحقیق
اگر مشاهده خواهی برو مجاهده کشبه پایِ جهد میسّر شده ست قطعِ طریق
سفینه واسطه ی مَخلص است بی ملاّحگمان مبر که توان شد برون ز بحرِ عمیق
به مهلکات در افتاده جهد باید کردبه کوششی که برآید ز دست و پایِ غریق
مکن فراخ روی در سخت که پنهان استرموزِ مردان در ضمنِ نکته هایِ دقیق
خیال و وهم و قیاس از دماغ بیرون کنکه استقامتِ تو نیست جز درین تفریق
مدام باش طلبگارِ وقت بی تأخیرقیام کن به مهمّاتِ خیر بی تعویق
ز راح دست مکش روح را صفایی دهصفایِ روح نباشد مگر به راحِ رحیق
سِیه کنند سفید اهلِ روزگار و مرادقیقه ایست ز من بشنو ای رفیقِ شفیق
خضاب کاریِ من به که هر سپیده دمیرخِ زریرِ نزاری به مَی کنم چو عقیق