گنج

شمارهٔ ۷۳۷

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ق۱۳ بیت
گر نسبت خرقه نبرد شیخ به صادقنی شیخ بود زرق فروشیست منافق
و نیز به نسبت ببرد دلق مرقعسودش نبود گر نبود عاشق صادق
بر خرقه ی تسلیم زن از سوزن اخلاصیک رقعه ز پرکاله ی ارباب حقایق
گر بشنوی از من سخن و کار بدارییک نکته ی شایسته ی بایسته ی لایق
با اهل صفا می خور هان تا نخوری میالا به رخ فرخ اصحاب موافق
یک پرتو نورست چه لیلی و چه مجنونیک ذره ظهور است چه عذرا و چه وامق
این جا که من و تو سر و دستار حرام استو آن جا که همه اوست حلال است لواحق
در گردن تو ما و من توست علاقهگر بر شکنی وارهی از کل علایق
خود واقعه ای نیست دگر جز تو در این راهاز خویش برون آی و برستی ز عوایق
محتاج کسی باش که محتاج نباشدتقدیر برون است ز تدبیر خلایق
موسی نتوانست درآمد به ره خضرعاقل نتواند که شود پس رو عاشق
دل سوخته می باش و به خون غرقه نزاریکمتر نتوان بود درین ره ز شقایق
نعل فرس عشق ز پیشانی خود سازبر ذروه ی افلاک زن اوتاد سرادق