گنج

شمارهٔ ۷۳۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اق۱۲ بیت
به جفت چشم تو در جهان و ابرو طاقکه نیست مثل تو در گردش همه آفاق
نظر به روی تو کردن کراست طاقت آنمثال دیده ی خفاش و پرتو اشراق
توراست با همه حسن و جمال و غنج و دلالهزار بار شرف بر فرشته در اخلاق
حلاوت شکر وشهد و لذت لب توبسی لطیف تر و خوش تر این از آن به مذاق
صفات حسن تو نتوان به صد زبان کردنپیاده وقت گرو کی رسد به گرد براق
تو بنده پرور مسکین نواز و خوب سیَرمرا نه سابقه ی خدمتی به استحقاق
عنایت تو چو در حق بنده می بینندز رشک لرزه ی غیرت فتاده بر عشاق
حسد برند که این منزلت نه در خور توستنصیب بنده چنین کرد واهب الارزاق
فسرده را چه خبر زان که من به آتش عشقبسوختم ز چه از بس تغلب اشواق
به رغم مدعیان کز وصال در حسدندمرا خدا برهاند از عذاب روز فراق
سر نیاز من و خاک آستانه ی توچه باک اگر غرضی می کنند اهل نفاق
نظر دریغ نداری که لطف شامل توستدوای درد نزاری به مرهم اشفاق