گنج

شمارهٔ ۷۰۸

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: وش۱۱ بیت
ای لبت عقلم به غارت داده دوشوی دو چشم مستت از من برده هوش
تاختن کردی چو یاغی بر سرمدر چریک صبرم افکندی خروش
نا شکیبایی و بی صبری ببرداز سر رازی که ما را بود دوش
عشق ما در گرد شهر افسانه شدهرگز این دریا بننشیند ز جوش
جز مگر آنچ از تو می گویند و بسکفر و دینم در نمی آید به گوش
مهربان یارا دریغا گر دمیراه بر ما گیریی‌ امشب چو دوش
تا به کام دل دمادم کردمیبر جمالت یک صراحی باده نوش
کاشکی باری جوانمردی کندترک ما گیرد رقیب زن فروش
زین کمندم روی استخلاص نیستکز قدم رفتم درین گل تا به دوش
هم رجا واثق نزاری صبر کنتا مراد دل بدست آری بکوش
زاریی می کن که شیر اندک دهدمادر مشفق به فرزند خموش‌