گنج

شمارهٔ ۶۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اب۱۱ بیت
ای در نقاب حسن نهان کرده آفتابخطّی بر آفتاب کشیده ز مشک ناب
آتش فکنده در جگر لاله عارضتوز برگ نسترن بر و رویت ببرده آب
باد صبا ز بوی عرقچین نازکتچون روضه از روایح فردوس مستطاب
لاله ز غیرت رخ گل گون تو به داغسنبل ز رشک گیسوی مفتول توبه تاب
گر بگذرد ز بغلتاق تو نسیمبر گل ستان ز آتش غیرت شود گل آب
عیبت همین که دیر به ما می رسی و زودبنیاد عهد می کنی و می کنی خراب
آرام نیست بی تو دل بی قرار مادانی به خون خویش چرا می کند شتاب
مشتاق را شکیب نباشد ز روی دوستسیماب را گریز نباشد ز اضطراب
بی وجه بود خطّ تو بر وجه خون منبر خون من چه حاجت خطی ست نا صواب
غوغای غمزه ی تو ز مغزم ببرد هوشسودای نرگس تو ز چشمم ربود خواب
رنگ لب تو دارد برگ نشاط توزان فتنه شد نزاری شوریده بر شراب