گنج

شمارهٔ ۶۶۳

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: س۷ بیت
رخ بنما ای صنم پرده فکن یک نفسبهر خدا رحم کن بر من و فریاد رس
در هوس روی تو عمر به پایان رسیدآه که جان می‌دهم در هوس این هوس
گر شب خلوت مرا بار دهی باک نیستبا رخ چون روز تو کار ندارد عسس
شبهِ خطِ خوبِ تو ماه ندیده ست خلقشکل قد شَنگِ تو سرو ندیده ست کس
چند نصیحت کند دوستم از نیک و بدچند ملامت کند دشمنم از پیش و پس
بی‌سبب درد نیست ناله و فریاد منجنبش چیزی بود موجبِ بانگِ جرس
آه نزاری زُدود آینهٔ روح راآینه گرچه که آه تیره کند از نفس