گنج

شمارهٔ ۶۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اب۱۰ بیت
در سِتر ابر چند توان داشت آفتابای رشک آفتاب برافکن ز رخ نقاب
خود برگرفته گیر نقاب از جمال خورخفاش چون کند که ندارد توان و تاب
گر ذره ای ز نور تجلی کند ظهورهمچون کلیم کار ببازی مکن شتاب
گردون تراب بر سر آن تیره بخت کردکز دست داد دامن اولاد بوتراب
از مهر همچو ذره ندارد دلم قرارسیماب را گزیر نباشد ز اضطراب
چشمم اگر خراب شد از اشک ژاله ریزبر راه سیل زود شود خانمان خراب
اشکم اگر عقیق شد از تاب مهر دوستاز سنگ لعل پاره کند نور آفتاب
مغزم ضعیف گشت ز ماخولیای وصلهم عاقبت هلاک کند تشنه را سراب
اکنون نزاریا که گریبان اختیاراز دست رفت بیش مکن گردن از طناب
بیهوده دست و پا مزن در محیط عشقتن در هلاک ده که ز سر درگذشت آب