گنج

شمارهٔ ۶۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ازمیا۹ بیت
در خرابات گدایان ز سر ناز میانشنیدی و ندیدی برو و باز میا
زینهار از تو که با ساز مخالف نرویراست می ساز چو بازآیی ناساز میا
راه ما تا نکنی قطع مقامات مپویکوی ما تا نشوی خانه برانداز میا
جای در باختگان است و بد انداختگاندر مقامرکده بی حرمت و اعزاز میا
کنج ما گنج نهان است در او بنهفتهسوی ما تا نشوی معتمد راز میا
تا سرافرازی و گردن کشی از ما دوریپس بنه گردن تسلیم و سرافراز میا
روی در کعبة وحدت نتوان با خود رفتدر چنین قافله با کثرت انباز میا
تا نخوانند به آن جا نتوانی رفتنبر پی بانگ دعا باز خوش آواز میا
فاش مرغی است نزاری و چو بلبل بر گلگو دگر بر سر این شاخ به پرواز میا