شمارهٔ ۶۱۱
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اردگر۷ بیت
یار با ما نه چنان بود که هر بارِ دگرترک ما کرد گرفتهست مگر یارِ دگر
وعدۀ وصل همیداد و نمیکرد وفاداشت هر روز بیاراسته بازارِ دگر
گفته بود از منش اینبار دری نگشایدگو برو از پیِ یاری دگر و کارِ دگر
از خدا شرم ندارد که روا میداردهر نفس بر تنِ رنجورِ من آزارِ دگر
میروم دامنِ دلچاک و گریبانِ وصالتا کجا و کی و چون دست دهد بارِ دگر
من به صد جور از او روی نپیچم گرچههرکس از رویِ دگر میکند انکارِ دگر
زاریِ زارِ نزاری بکند هم اثریزارتر خود ز نزاری نبود زارِ دگر