گنج

شمارهٔ ۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)قافیه: ارا۹ بیت
توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارابرسرجمع آشکارا توبه بشکستند ما را
خسرو فرخنده انجم حکم کرد و کرد پی گمدیگری را این تحکّم زهره کی بودی و یارا
متقّی مخمر نشاید کارها را وقت بایداز لعاب اطلس نیاید جز به تدریج و مدارا
چون چنین افتاد سرده جامه ای پر بر کفم نهبعد از این ترتیبکی ده کارک این بینوا را
هم به غایت شرمسارم هم قیامت در خمارمچاره ی دیگر ندارم چاره ای در ده نگارا
صد بلا بر من گمارد عشق و یک جو غم نداردتا ملامت طاقت آرد کو دلی چون سنگ خارا
کی پذیرد استقامت اضطراب این قیامتالندامت الندامت ای مسلمانان خدا را
عیب خود باید بدیدن پس زبان در ما کشیدنستر خود باید دریدن تا شود روشن شما را
بر نزاری عیب کردن رنج بیهوده ست بردنخون رز دارد به گردن چون بگرداند قضا را