گنج

شمارهٔ ۵۸۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اربازاید۱۰ بیت
نشسته ام مترصّد که یار باز آیدقرارداد مگر به قرار بازآید
چو حلقۀ کمرش در میان کنم دستیگر به وعدۀ بوس و کنار باز آید
مگر موافقِ بختم شود چو اخترِ سعدخلافِ قاعدۀ روزگار بازآید
رقیب مانع او شد ولی مگر هم زودچو بگذرد دیِ هجران بهار باز آید
اگرچه دیر شد از رفتنش ولی دارمامّیدِ آن که پس از انتظار باز آید
یکی چو با شۀ حسنش شکارگر نبوداگر به جکسۀ بختم هزار بازآید
بگو به یارِ سفر کرده ای صبا زنهاربه خونِ ما نخورد زینهار بازآید
هنوز بر پیِ دل می روم ز بی کاریبدان امید که روزی به کار باز آید
رباب وار کشم گوش مالِ دعدِ فراقمگر به چنگِ نزاریِ زار بازآید
دلی پر از گله دارم ز دوستانِ دو رویتهی کنم اگرم رازدار بازآید