شمارهٔ ۵۵۲
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ازکند۶ بیت
شب هجران که دلم نوحه گری ساز کندبا خیالت گله هجر تو آغاز کند
آنچنان زار بگریم ز پریشانی دلکه اجل تا به سحر صد رهم آواز کند
ای بسا فتنه که از چشم تو در آفاق استتو چه کردی همه آن خانه برانداز کند
محرمت کردم و انگشت نمایم کردیبی دل آنکس که تو را معتمد راز کند
با تو در باختهام بود و وجود و سر خویشبازی چست چنین عاشق جان باز کند
گر نزاری ز تو لافی زند آن عین خطاستاو چه مرغی ست که بر شاخ تو پرواز کند