گنج

شمارهٔ ۵۵

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امما۹ بیت
خیز ای غلام باده درافکن به جام ماکز وصل توست گردش گردون غلام ما
گر لایق است چشمة خورشید را فلکخورشید باده را فلکی کن ز جام ما
آن قاصد است باده که جان است مقصدشجز وی به جان ما که رساند سلام ما
در بزم گه چو دست تو گردان کند قدحگردان شود سپهر سعادت به کام ما
ما را ز عقل ما همه اندوه و آفت استجز می ز عقل ما که کشد انتقام ما
می ده می ای غلام که از می در اوفتدصد لذت و نشاط به راحت به دام ما
یک ره که در جهان نتوان زیستن مقیمبی عشوه بی صواب نباشد مقام ما
نیکی کنیم و باده خوریم و عطا دهیمتا اقتدا کنند به ما خاص و عام ما
وآنها که بد کنند نزاری چنین کنداین شعر ما بس است بدیشان پیام ما