شمارهٔ ۵۶
جای گنج است کنج خانهٔ مانقد وقت است در خزانة ما
راح بستان که روح قدس به فخرمی نهد سر بر آستانهٔ ما
تا کند مستی و برون آیدجرعه ای از می شبانهٔ ما
طبق سیم و زر اگر نبودچه خلل در شرابخانهٔ ما
خم دهقان همیشه می داردبه زر و سیم بر چمانهٔ ما
خوش بود یک زمان که هیچ زماننبود خوشتر از زمانهٔ ما
پادشاهی به ما رسید که بازباز آمد به دستوانهٔ ما
نه که خود باز را نشیمن گاهبود پیوسته آشیانهٔ ما
دین و دنیا به نزد ما دو زنندسه طلاقند هر دوگانهٔ ما
ابلهان اهل جنّت اند اکثرتو ندانی در ابلهانهٔ ما
تیر می افکن و کمان می پوشبی نشانی بود نشانهٔ ما
بشنو ای یار از نزاری زارزاری ما و زاریانهٔ ما
دمِ او گرچه دام مرغان استنیست هر مرغ مرد دانهٔ ما