گنج

شمارهٔ ۵۲۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: وباند۱۰ بیت
جماعتی که به اصرار جهل منسوبندمثال شب پره از آفتاب محجوب‌اند
جمال یوسف در سَترِ غیب پوشیدهجهانیان همه در انتظار یعقوب‌اند
کسان که خیر ز دنیا و آخرتشان نیستکه محو مطلق در عین ذات محبوب‌اند
مثال شیفتگان آهن است و مغناطیسبه حکم جاذبه بی اختیار مجذوب اند
مقلدان که به رای و قیاس مغرورنداگرچه دعوی غالب کنند مغلوب‌اند
کسان که سرزنش بی دلان کنند چرابه ترک عیب نگیرند از آنکه معیوب‌اند
چنان که سرّ نبوت به سحر شد منسوبمحلّ راز به انواع زرق منسوب‌اند
چنانکه عاشق و معشوق هر دو یک روی‌اندبه وحدت ازلی طالب‌اند و مطلوب‌اند
نزاریا متصرف مباش در ابداعاگر چنانکه همه زشت ار همه خوب‌اند
برو ز کیسه اینان مجوی نقد ، الوقتمخالفان مثل تازیانه و چوب‌اند