گنج

شمارهٔ ۵۱۹

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارهشد۱۱ بیت
مقری صبوح کرده بر مناره شدآوازه منادیِ او بر ستاره شد
در داد الصلات که هان ای صبوحیانخیزید هین که دور حریفان سه باره شد
از بس که می کشند ز پس قاضی و خطیبدستارهای سد چله شان پاره پاره شد
شب از پی پیاله و روز از پی خماراین در جوار حیله و آن در غراره شد
قاضی معاف شد به قراتمغه از قلانمقری به آل تمغا وضع از شماره شد
ضرب اصول محتسب و لحن دل گشایدر گوشِ هوش اهل طرب گوشواره شد
وا حسرتا که گردن و گوش صلاح و خیراز شومی عوانان بی طوق و یاره شد
صدری معظم است و امیری ممکّن استهر خر بطی که بر دو رکابی سواره شد
آری به اختلاف زمان از مدار چرخبسیار یک سواره امیر هزاره شد
دیریست تا خدنگ مرا از کمان کامبیرون ز شستِ حیله و بازوی چاره شد
از جمع ضد خویش خرد را نزاریاباید ضرورتا ز میان بر کناره شد