گنج

شمارهٔ ۵۱۴

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: رنخواهمشد۹ بیت
من از در تو به جایی دگر نخواهم شدبه تیغ تیز ز کویت به در نخواهم شد
چنین که مستم از آن هر دو چشم مخمورتبه رستخیز قیامت خبر نخواهم شد
نظر به من کن اگر عشق پاک خواهی باختکه من متابع کوته نظر نخواهم شد
من از حرارت شیرین چنان بسوخته امکه بعد از این به هوای شکر نخواهم شد
پدر عتاب همی کرد کز جنون تو منبه نزد مردم عاقل دگر نخواهم شد
جواب دادم بابا مگر تو پنداریکزین که هستم دیوانه تر نخواهم شد
گریز چون کنم از حکم اوستاد ازلبه نردبان ز برِ چرخ بر نخواهم شد
نه مرد عقلم و تحصیل عشق خواهم کردبه قول مدعیان بی هنر نخواهم شد
ز ننگِ آن که نزاریِ عاقلم خواننددگر به عشق چو مجنون سمر نخواهم شد