گنج

شمارهٔ ۵۱۲

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: اردگرشد۹ بیت
با دل از دست رفت و کار دگر شدبخت ز من برشکست و یار دگر شد
روی نمود از نقاب و باز نپوشیدعهد نهان کرد و آشکار دگر شد
با دل بد عهد چون کنم که برانداختقاعده صلح و کارزار دگر شد
چشم خلاصی که داشتم ز بلاهاخود نه چنان بود و انتظار دگر شد
من چه کنم بر وصال یار بد آموزکار دگر گشت و آن قرار دگر شد
بخت سرآسیمه باز شیوه دگر کردبا من سرگشته روزگار دگر شد
نقطه پرگار انتظار بگردیدمرکز امید با مدار دگر شد
غم نخورم ار نزاریا ز زمانهبا تو چو بخت ستیزه کار دگر شد
این همه دل می کند نه بخت که با مناز سر پیمان هزار بار دگر شد