گنج

شمارهٔ ۴۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: نرا۹ بیت
به کام دل بدیدم خویشتن راگرفتم در بر آن سیمین بدن را
به دستم داد زلفی کز نسیمشجگر خون گردد آهوی ختن را
ببوسیدم بنا گوشی که عکسشطراوت داد برگ نسترن را
صنوبر قامتی کز رشک ساقشبه گِل درماند پا سرو چمن را
نه در پهلو که در چشمش نشانداگر چون گل دهد خاری سمن را
جهانی در شکر گیرد هرآن گهکه همچون پسته بگشاید دهن را
چو بنماید سر دندان به خندهبریزد آبرو درِّ عدن را
ز بویش زنده وا باشد نزاریبه خاکش گر فرستد پیرهن را
اگر بر تربتش روزی نهد دستبدرّد بر خود از رقّت کفن را