شمارهٔ ۳۷۱
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انت۷ بیت
بیا و بوسه بده از آن لبان خندانتکه در دلم زدی آتش به آب دندانت
به ابروان خوش آشفته کردی ام با خودچه دید خواهم از آن چشم های فتانت
مرو دمی بنشین تا شکستگان فراقخبر کنند ز حال دل پریشانت
کسی برای خدا با تو بر نمی گویدکه چند ناز کنی بر نیازمندانت
امید نیست که رحمت کنی و نرم شودبه آتش دم گرمم دل چو سندانت
مگر شبی چو زبان داده ای به روز آرمبه خلوت ار نکند بخت من پشیمانت
چه باشد ار ز سر مرحمت نزاری راشبی به خانه بری یا دمی به بستانت