گنج

شمارهٔ ۳۲۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: رمخالینیست۸ بیت
یک نفس خیل خیال از نظرم خالی نیستناودان مژه از آب سرم خالی نیست
تا قضا کرد کنارم ز میانش خالیدامن دیده ز خون جگرم خالی نیست
آستانش به زیارت نتوانم دریافتکز رقیبان منافق گذرم خالی نیست
بویش از باد که بر می گذرد می یابمعکسش از هر چه در آن می نگرم خالی نیست
کنج می گیرم و گویم ز غمش بگریزمچون گریزم که غم از بام و درم خالی نیست
با خود اندیشه همی کردم و گفتم با اوفرصتی جویم و سوگند خورم خالی نیست
زر و سیمی نه که بر کار توان کرد ولیسیم اشک از ورق روی زرم خالی نیست
تا که گفته ست حزین باد نزاری که چنیندود آهش نفسی از شررم خالی نیست