گنج

شمارهٔ ۳۱۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امنیست۱۳ بیت
محنت سرای دهر چو جای مقام نیستآسایشی در او ز حلال و حرام نیست
بی سور و ماتم و غم و شادی در این جهانشامی به صبح رفته و صبحی به شام نیست
گر ملک کائنات به خورد کسی دهنداز فرط حرص و آز هنوزش تمام نیست
هم هیچ کار بهتر اگر نیک بنگریاز خدمت حریف و صراحی و جام نیست
در سنگلاخ حرص مران توسن غرورآهسته‌تر که بر سر مرکب لگام نیست
خوش منزلیست عالم دنیا ولی درودوران زندگانی ما بر دوام نیست
غبنا و حسرتا که به بازوی اجتهادکاری چنان که دست دهد بر نظام نیست
هرجا که شاهدیست رقیبیش ناظرستمه بی محاق نبود و خور بی غمام نیست
مردی برون ز خود شده مجنون صفت کجاستلیلی بسی است، عاشق بی ننگ و نام نیست
بی رحمی هلیل حجاب وصال شدگرنه شکیب کردن مزهر به کام نیست
اینجا وصال دوست طمع چون کند کسیکز شنعت رقیب مجال سلام نیست
مشرک هنوز و دعوی وحدت نزاریاانصاف ده که سوخته‌ای چون تو خام نیست
تو از کجا و شیوهٔ تحقیق از کجادر گلستان مرو که سرت بی زکام نیست