گنج

شمارهٔ ۳۱۱

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اعنیست۱۱ بیت
پیوند عشق را به جفا انقطاع نیستبا دوست در مطالبه ی جان نزاع نیست
میراث فطرت است که لیلی همی بردبا هیچکس دگر دل مجنون مشاع نیست
مقصود او تمام به لیلی سپردن استورنه غرض ز وحشت مجنون سباع نیست
آتش در او فتاد ، ز خرمن طمع ببرآنجا که حکم عشق برفت امتناع نیست
بتوان کشید جور رقیب از برای دوستمی روح پرور است ولی بی صداع نیست
ممکن نمیشود که کند دل به صبر خویاضداد را به هیچ وجوه اجتماع نیست
طوفان رستخیر که گویند هایل استگر هست جز قیامت روز وداع نیست
هرگز زبون عشق نگشتی خرد ولیککس را بر اقتضای قضا اطّلاع نیست
هیچ از خرد قبول نصیحت نمی کنمدانی چرا که گوشم بر استماع نیست
با دیو نفس کوش وگرنه نزاریاهر صف شکن ز روی حقیقت شجاع نیست
هر دم میار قلب به بیّاع گاه عشقکز قلب کم عیار تو کمتر متاع نیست