گنج

شمارهٔ ۳۰۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ندنیست۹ بیت
عقل اگر گوید به وصل عشق حاجتمند نیستراست میگوید که ضدّان را به هم پیوند نیست
بندگی کن تا بود در حضرت عشقت قبولپادشاهان را به استحقاق خویشاوند نیست
امر و نهی عشق جاویدست در ملک وجودطمطراق عقل حالا بیش روزی چند نیست
دوست چون از در درآمد خانه خالی شد ز غیرخانه ی دل غیر جای خلوت دلبند نیست
گر شدم شوریده ی زنجیره ی زلفین دوستبند فرماییدش آن را کش قبول پند نیست
پالهنگ شوق باید گردن مشتاق راآهنی بر پای نادانی نهند این بند نیست
زین شکر نی کز زمین قهستان برخاسته ستخوب تر در مصر اگر انصاف خواهی قند نیست
الحق از جان هیچ شیرین تر بود شیرین تر استخود لبش میگوید آنک حاجت سوگند نیست
چون نزاری تشنه ای وز چشمه های چشم سردر میان بحر غرقاب است و هم خرسند نیست