گنج

شمارهٔ ۲۸۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ست۹ بیت
مرا با دوست کاری اوفتاده ستکه دل با او به جانم در نهاده ست
ولیکن اختیاری نیست این کارکه خشت از کالبد بیرون فتاده ست
جمالش از دماغم هوش برداشتخیالش پیشِ چشمم ایستاده ست
به جز می مونس دیگر ندارمدلِ غم گین به می پیوسته شادست
مراد از هر دو عالم گر بدانیحضورِ دوستان و جام باده ست
وگرنه هر چه بیرون زین دو قسم استبه نزدیکِ خرد فی الجمله بادست
چو موعد زان جهان حور و شراب استمرا این هر دو این جا دست داده ست
نخواهم انتظارِ نسیه بردنبهشت نقد بر ما در گشاده ست
نزاری مریم رز را نکو دارکه می او را مسیحی پاک زاده ست