گنج

شمارهٔ ۲۶۲

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: الازدوست۶ بیت
دِلا به عالمِ معنی طلب وصال از دوستوصالِ عالمِ صورت بود محال از دوست
نظر به دیده جان کن به دوست تا ببینیکه عین وصل بود صورتِ خیال از دوست
کدام صورت و معنی به دوست هیچ طمعمکن که باز نیابد کسی مجال از دوست
نفس نفس به غمش بیش­تر تقرّب کنچه دل بود که به دیدن شود حلال از دوست
گرت رسد سرِ پایی به سنگِ ناکامیصبور باش به هر امتحان منال از دوست
زدستِ دوست نزاری بریز خون از چشمکه هست خون چنین ریختن حلال از دوست