شمارهٔ ۲۶
وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: اقرا۷ بیت
ای پیک مشتاقان بگو این بی دل مشتاق راتا در چمن چون یافتی آن سرو سیمین ساق را
گر بر گلستان بگذری آنجا که دانی با منشاکنون به بستان بیشتر خاطر کند عشاق را
گر باز بینیش ای صبا گو تا تو ما را دیده ایکردیم از سودای تو از سر قدم آفاق را
با خویشتن همراه کن یک آه من تا پیش اوبر احتراق سینه ام شاهد بود مصداق را
دنیا و دین بر هم زدم تا نشکند پیمان منترسم که بدعهدی کند بر هم زند میثاق را
هرلحظه آتش می زند برق سخن بر دفترمبا آن که از درد دلم دل پاره شد اوراق را
آری نزاری برمکن خاطر به دوری از وفاباشد که هم روزی ز ما یاد آرد استحقاق را