گنج

شمارهٔ ۲۵۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابدوست۸ بیت
اقبال قاصدی که رسد از جنابِ دوستفرخنده طالعی که ببوسم خطابِ دوست
ای پیک اگر هزار مهم فوت می‌شودچندان مرو که باز نویسم جوابِ دوست
گر دوست را به خونِ محبّان ارادت استگردن نهیم و سر نکشیم از صوابِ دوست
با دشمنان که غاشیهء جهل می‌کشندگو دستِ ما و دولتِ پا و رکابِ دوست
ای ساقی مسیح صفت بهرِ تشنگانجامی فرست تا بچشند از شراب دوست
در سینه حاضرست گر از دیده غایب استبر دوستان حجاب نباشد نقابِ دوست
حوضِ بهشت و سایهء طوبا چه می‌کنمگر پرتوی به ما رسد از آفتابِ دوست
مقری به بام بر شو و قامت بزن بگویکز قبله کرد روی نزاری به بابِ دوست