گنج

شمارهٔ ۲۱۲

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ست۹ بیت
دلی که عاشق روی نگار دلبندستنه ممکن است که با صابریش پیوندست
کسی که او به صفت صابرست عاشق نیستبه عشق و صبر نظر کن که چند در چندست
کدام عاشق صادق شنیده ای که ز هجرز عاجزی سپرِ صابری نیفکنده ست
چهارسوی نهادم ز رخت صبر تهی ستکه شش جهات وجودم به عشق در بندست
ز پند هیچ نیاید، نصیحتم مکنیدکه مرد عاشق دیوانه فارغ از پندست
کمینه بنده ی اویم اگر قبول کندبه هرچه خواهد و فرمان دهد خداوندست
هزار توبه شکستم هنوز مردم راطمع بود که مرا التفاتِ سوگندست
به مهر زن نکنم دامن دل آلودهکه پایبندیِ واماندگان ز فرزندست
نزاریا ره دیوانگان عشق سپرطریق زهد ره مردم خردمند است