شمارهٔ ۱۹۹
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: امتوست۷ بیت
ای من غلام آنکه غلام غلام توستدر آرزوی جرعه ی جام مدام توست
جام جهان نمای جم و چشمه ی خضرگر راست بشنوند زمن عکس جام توست
بر مقدم تو گر برود گو برو سرمسرهای گرد نان جهان زیر گام توست
گر شد دل رمیده ی من رام عشق تونبود عجب که توسن افلاک رام توست
هرگز نه ممکن است که خواهد خلاص یافتهر دل که قید سلسله ی همچو دام توست
جایی دگر کدام و پناهی دگر کجااینش نه بس که در حرم اهتمام توست
گر بگذرد نزاری بر یاد خاطرتاو را تمام اگر چه که او ناتمام توست