گنج

شمارهٔ ۱۹۰

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: یناست۸ بیت
شاد کن جان من که غمگین استرحم کن بر دلم که مسکین است
روی بنمای تا نظاره کنمکآرزوی من از جهان این است
دل بیچارگان به وصل دمیشادمان کن که نیک غمگین است
گه گهم یاد کن به دشنامیسخن تلخ از تو شیرین است
بی رخت دین من همه کفر استبا رخت کفر من همه دین است
دل به تو دادم و ندانستمکه تو را ناز و کبر چندین است
ننوازی و بس بیازاریآخر ای دوست این چه آیین است
کینه بگذار و مهربانی کنکه نزاری نه در خور کین است